♥̉̉̉پـــاتـــوق بلـــوچ♥̉̉̉
 
My Name Is Baloch No Terrorist
آپلود سنتر عکس رایگان

استان سیستان و بلوچستان با 187502 كیلومتر مربع ( سیستان 8117 و بلوچستان 179385 ) دومین استان پهناور ایران ، 4/11 درصد از مساحت كل كشور را تشكیل داده و معادل وسعت 5 كشور اروپایی (هلند، بلژیك ، دانمارك ، لوكزامبورگ و ایرلند) می باشد. همچنین بر اساس سرشماری نفوس و مسكن در سال 1385 ، جمعیت استان معادل 2405742 نفر (4/3 درصد جمعیت كل كشور ) بوده كه دهمین استان پر جمعیت كشور و برابر با مجموع جمعیت 4 استان ایران ( ایلام ، سمنان ، خراسان جنوبی و كهگیلویه و بویر احمد ) می باشد و با استانهایی چون قم ، قزوین و كرج

   اصلا از نظر مساحت قابل مقایسه نیست. استان سیستان وبلوچستان با این وسعت و جمعیت بطور بسیار ناهمگونی گسترش دارد بطوری كه از شمال تا جنوب از نظر آب وهوایی آنچنان متنوع است كه آن را می توان هند كوچك نامید تنوع در پوشش گیاهی، آب وهوا ، زندگی جانوری ، محصولات كشاورزی و صدها وجه تمایز دیگر آن را در ردیف بهترین نقاط خاص اقلیمی در كره زمین قرار داده است تنها یك ویژگی برای اثبات این مطلب كافی است كه هم زمان در یك فصل از سال چندین محصول كشاورزی متنوع در این استان قابل برداشت است كه در هیچ نقطه ای از كره زمین وجود ندارد مثلا: گندم ، جو ، ذرت ، برنج ، مركبات ، خرما ، انبه ، موز ، پسته ، زعفران ، هندوانه، گوجه ، سبزیجات و ..... در این استان از شمال تا جنوب به دست می آید كه حتی در سردترین ماههای سال در بخشهای مركزی و جنوبی بخش كشاورزی فعال و كاشت گوجه، هندوانه ، موز و .... در جریان است.

برای دیدن برروی ادامه مطلب كلیك كنید



ادامه مطلب

طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: بلوچستان، بلوچستان شمالی، سرحد، بلوچستان جنوبی، مكران، ساحلی، دشتیاری، مهرستان، ایرانشهر، زاهدان، چابهار، زرآباد،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1391/01/14 توسط انـــــــو ر

شاعر گمنام سعدی دوران مولانا عبدالله روانبد

کدی بیت در کپیت دنزان سواری     دلیری، پرمرائی، سرمچاری

در سال ۱۳۴۵ ه‍.ق هیجدهم شعبان المعظّم، روز دوشنبه، گریه ی طفلی در فضای دهکده ی باهو کلات طنین انداز شد و کلبه پدر و مادر را به نور جمال خویش، منور ساخت. این نور تنها به یک کلبه یا روستا اکتفا نکرد بلکه تمام بلوچستان و حتی بعضی کشورهای دیگر را نیز تحت الشعاع قرار داد. این نوزاد حضرت مولانا محمد عبدالله روانبد فرزند «مولانا محمد یحیی» پیشوای مذهبی باهو کلات بودند.



ادامه مطلب

طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: مولانا عبدالله روانبد، روانبد، مولانا، بلوچستان، چابهار، باهو، باهوكلات،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ جمعه 1390/10/2 توسط انـــــــو ر
منبع :تفتان ایران

منیر آرتا -

من بلوچ با تجزیه ایران مخالفم

 تجزیه طلبی یک راه حل نیست: تجزیه روشی است برای خلاص شدن از اصل موضوع. مثلا هیچ تضمینی نیست که یک بلوچستان  مستقل حتما به عنوان مثال دمکراتیکتر هم باشد. یعنی در بهترین حالت یک  مستقل آزادیهای زبانی را برای مردمش تامین میکند اما در زمینه حقوقی مثل حق برخورداری از امنیت اجتماعی، رفاه اقتصادی، آزادیهای مذهبی و … هیچ راه حلی ندارد. از فردای استقلال همه مشکلات قبلی در قالبی جدید بروز میکنند. مشکل آزادی اقلیتها، مشکل اختلافات مذهبی و تامین ازادی سیاسی مردم از جمله مخالفین ایده تجزیه! و …

ایران مورد نظر ما همین سرزمینی است که همه می شناسیم و ایرانی هر آن کسی است که شناسنامه ایرانی دارد و خود را ایرانی می داند. کسانی که معتقدند مثلا حق جدایی بلوچستان برای مردم بلوچ محفوظ است باید پاسخ بدهند بلوچستان کجاست و بلوچ کیست؟ کرد کیست و کردستان کجاست؟ اتفاقا اینجاست که دم خروس نژادپرستی بیرون می زند. ایران سرزمینی است با تنوع قومی گوناگون که اقوام مختلف در آن با هم در آمیخته اند.نمی شود بسان افسران نازی دستگاه نژاد سنج در دست گرفت و درصد خلوص و پاکی نژاد و قومیت افراد را مشخص کرد و برمبنای آن به آنان حق رای داد که تصمیم بگیرند بخشی از یک کشور جدا بشود یا نشود. حتی اگر چنین عملیات نژادپرستانه محیرالعقولی ممکن باشد، که نیست، چطور می توان سرزمینی را به آن نژاد متعلق دانست.مرزهای کردستان کجاست؟ مرزهای آذربایجان کجاست؟ در هر گوشه ایران مردمانی با زبانهای محلی متفاوت از قومهای مختلف با درجات خلوص متفاوت مورد نظر فعالین قومگرا زندگی می کنند.

به نطر من مشکلات حقوق ملتها در ایران به دلیل همبستگی تاریخی-فرهنگی و مذهبی مردم در قالب یک گفتمان مناسب قابل رفع و رجوع است. یعنی ایرانیان میتوانند با تعریفی مناسب و فراگیر از منافع ملی هم اقتدار سیاسی مملکت را حفظ کنند و هم حقوق حقه همه احاد جامعه را تامین نمایند. یعنی از نظر تئوریک اگر جامعه را سیستمی ترمودینامیکی فرض کنیم این کار نه تنها شدنی بلکه مسیری است مطلوب. اما از نظر عملی امکان تحقق این مساله بستگی به ارده و هوشیاری مردم و علی الخصوص روشنفکران ایرانی دارد. اگر روشنفکران ما در مقابل نیاز جامعه ایرانی بر بازتعریف منافع ملی بیشتر از این مقاومت کنند خود بخود روش مصالحه و همبستگی ملی را دشوارتر میکنند.

نگارنده: منیر آرتا – بازنشر از وبلاگ پهره..وبلاگ فرهنگی هنری وادبی بلوچستان




طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: دشتیاری من،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/05/24 توسط انـــــــو ر

عوركی یكی از بزرگترین روستاهای مَكُّران به حساب می آیدو زمینهای حاصلخیزی دارد.از شمال به دهستان طلانگ،از غرب به دهستان پیر سهراب از شرق به سید بار،از جنوب به بلنگی ختم می شود.این روستا در 89 كیلومتری شهرستان چابهارو30كیلومتری پلان مركز دشتیاری و60كیلومتری شهرستان قصرقند قرار دارد.مردم عوركی بیشتر به كشاورزی مشغولند،آب باغهای عوركی از چاههای زیر زمینی تامین می شود،عوركی حدوداََ10كیلومتر باباغهایش دارزا دارد.در طول سال چندین نفر از سراسر استان به آنجا سفر می كنند.

بیشترین صادرات محصولات عوركی به اصفهان،شیراز،سراوان و تمام ایران می باشد،مردم عوركی از نژاد كوسه،بلوچ،جدگال و با لهجه ی بلوچی خام حرف می زنند.

محصولات زیر كشت عوركی بیشتر موز،پاپایا،گوجه،بادمجان،فلفل،یونجه،پیاز،چیكو،كنار می باشد






طبقه بندی: بلوچستان، 

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/04/20 توسط انـــــــو ر

ایالت بلوچستان پاکستان


 موقعیت بلوچستان در پاكستان

Upload center" alt="" />

ایالت بَلوچستان بزرگ‌ترین ایالت کشور پاکستان است. این ایالت از سوی غرب با ایران، از سوی شمال با افغانستان و مناطق ایلی پاکستان، از سوی شرق با پنجاب و سند و از سوی جنوب با دریای مكّران هم‌مرز است. مرکز این ایالت شهركوئته است.

زبانهای رایج در این ایالت  زبان بلوچی ،جدگالی براهویی سندی ،پشتو اردو فارسی هزارگی است. زبان فارسی زبان مادری قوم دهواراست که بیشتر ساکن قلعهلادگشت هستند. همچنین صدها هزار هزاره از افغانستان که امروزه ساکن کویته و دیگر شهرها هستند فارسی هزارگی زبانند.


جمعیت

جمعیت‌ها طی سال‌ها

سال سرشماری

جمعیت

درصد شهرنشین


۱۹۵۱

۱٬۱۶۷٬۱۶۷

۱۲٫۳۸٪

۱۹۶۱

۱٬۳۵۳٬۴۸۴

۱۶٫۸۷٪

۱۹۷۲

۲٬۴۲۸٬۶۷۸

۱۶٫۴۵٪

۱۹۸۱

۴٬۳۳۲٬۳۷۶

۱۵٫۶۲٪

۱۹۹۸

۶٬۵۶۵٬۸۸۵

۲۳٫۸۹٪

۲۰۰۵

۹٬۸۳۹٬۴۱۷

۲۳٫۸۹٪


شهرستان‌های ایالت بلوچستان پاکستان

Upload center" alt="" />

  1. آواران
  2. بارخان
  3. بولان
  4. چاغی
  5. دیره بُگتی
  6. گُوادَر
  7. جعفرآباد
  8. جْهَل مَگـْسی
  9. کلات
  10. کیچ
  11. خاران
  12. کوهلو
  13. قُصدار
  14. قلعه عبدالله


  1. قلعه سیف‌الله
  2. لَس‌بیله
  3. لورالائی
  4. مستونگ
  5. موسی خیل
  6. نصیرآباد
  7. نوشکی
  8. پنج‌گور
  9. پیشین
  10. کویته
  11. سبی
  12. ژوب
  13. زیارت


دو شهرستان تازه‌بنیاد واشک و شیرانی را نیز باید به این نقشه افزود.

 

شهرهای بلوچستان پاکستان




 



 





طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: ایالت بلوچستان،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1390/01/10 توسط انـــــــو ر

كلیر نام درختی است بومی منطقه هرمزگانو بلوچستانجنوبی  در جنوب ایران، بیابان تار هند و دیگر نقاط خشک جنوب آسیا.

میوه‌های رسیده آن پوست و گوشت صورتی مایل به قرمز دارد و میوه‌های نارس آن سبزرنگ با گوشت صورتی‌رنگ است.

میوه‌های نارس کلیر دارای ۳۵٫۷۳ درصد ماده خشک، ۱۸٫۷۶ درصد پروتئین، ۵٫۹۷ درصد چربی، ۵۷٫۳۶ درصد کربوهیدرات، ۱۲٫۵ درصد فیبر خام، ۴۸ میلی‌گرم فسفر و ۵۸۰ میلی‌گرم سدیم هستند که مقدار پروتئین، چربی، کربوهیدرات، فیبر خام و فسفر آنها به ترتیب دارای رتبه‌های دوم، پنجم، دوم، اول و دوم در میان تمام میوه‌ها است.]

کلیر از زیرردهٔ رزمانندها (Rosidae)، راستهٔ کلم (Brassicales)، (راسته طبقه‌بندی‌نشده یوروسیدهای ۲ (Eurosids II))، تیرهٔ کبریان (Capparaceae)، سردهٔ کبرها (Capparis) است






طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: درختان،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/01/6 توسط انـــــــو ر

شهر نگور مركز بخش دشتیاری در جنوب استان سیستان و بلوچستان و در 64 كیلومتری شهرستان چابهار در منتهی الیه جنوب شرق كشور با وسعت 195 هكتار و جمعیتی بالغ بر 4000 نفر واقع گردیده است.

این شهر تقریبا هم سطح دریا بوده و دارای آب و هوای مرطوب میباشد، شهرداری نگور در سال 1347 تاسیس و نزدیك به 39 سال از عمر آن میگذرد. این شهر از شمال به بخش پلان، از جنوب به دریای عمان، از غرب به دهستان كمبل سلیمان از توابع بخش مركزی شهرستان چابهار و از سمت شرق به دهستان سند میرثوبان و كشور پاكستان محدود میگردد.

نـگـورمخفف <نه گور> است و زمانی كه مغولان به این منطقه حملهور شده و به تاراج شهر پرداختند مردم به كوههای اطراف پناه برده و تعدادی از بزرگان منطقه نیز در همان محل دفن شدهاند و بههمین منظور منطقه را نگور (9گور) نامیدهاند.

یكی از آثار بهجا مانده از آن زمان سنگ بزرگی بوده كه نوشتهای بدین مضمون بر روی آن حك شده است: <كلانتران ما شیخ گمشاد و شیخ قلندر موقع تاراج مغولان در اینجا پناه آورده و نماز عید را ادا نمودیم.> این كتیبه توسط بخشدار وقت كه سرپرستی شهرداری را نیز به عهده داشته و همچنین فردی بهنام دكتر صفویان و مراد محمد شیخزاده كه از معتمدین محلی مـیبـاشـد مـشـاهـده و توسط بازرسان ،ن زمان به احتمال قوی به تهران حمل و در موزهای در تهران نگهداری میشود.

شـهـر مـرزی نـگـور مـركـز بخش محروم دشتیاری با سابقه تاسیس شهرداری در سال 1347 یكی از شهرهای قدیمی استان سیستان و بلوچستان میباشد و بر اساس آثار بهجا مانده از سـنـگ نبشتههای قبور قـدمـت تاریخی نگور به بـیـش از 1300 سـال بـر میگردد.

نام شهر نگور بهدلیل فراوانی آب سفرههای زیر زمینی با آب عجین شده است و تقریبا بیش از 90 درصــد آب روسـتــاهـای بخش و بنادر صیادی از چــاههـای نـگـور تـامـیـن میشود. بهخاطر داشتن این پتانسیل و همچنین داشتن اراضی مستعد كشاورزی، آبزی پروری و معادن غنی شن و ماسه و از طرفی با قرار گرفتن در همسایگی كشور پاكستان و در مسیر سه بندر صیادی شرق كشور كه بیشترین صید ماهیان صنعتی (تن ماهیان) را به خود اختصاص داده، اهمیت خاصی به این شهر بخشیده است.

پس از تاسیس شهرداری در سال 1347 این مكان نهاد حكومت محلی در اداره امور شهر محسوب گردید كه تاكنون 17 شهردار مسئولیت این مكان را بر عهده داشتهاند كه برحسب وظیفه نسبت به امر آبادانی شهر اقدام نمودهاند كه علیرغم تلاشهای این همكاران با توجه به قدمت آن رشد مطلوب اتفاق نیفتاده است .

امروزه از شهرداریها بهعنوان بزرگترین و متنوعترین سازمان خدمات شهری نام میبرند سازمان شهرداری با مفهوم امروزی از زمان تـشـكیل حكومت مشروطه (دوران قاجار) با تصویت قانون بلدیه در سال 1286 هجری شمسی پا به عرصه وجود نهاد اما اولین شهرداری در سال 1296 هجری شمسی در تهران تاسیس گردید.

 





طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: نگور،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/01/6 توسط انـــــــو ر

 

استان سیستان و بلوچستان

موقعیت


اطلاعات

مرکز استان:زاهدان


مساحت :

۱۸۱٫۷۸۵ ک‌م۲

جمعیت(۱۳۸۵):
 • 
پراکندگی :

۲٫۲۹۰٫۰۷۶
 
۱٫۲۰۶/ک‌م۲

شمار شهرستان‌ها:

12 شهرستان

منطقه زمانی:

IRST (UTC+۳:۳۰)

  -تابستان (دی‌اس‌تی):

IRST (UTC+۴:۳۰)

زبان(های) اصلی:

بلوچی
فارسی
براهویی

استان سیستان و بلوچستان در جنوب خاوری ایران واقع است. این استان با حدود ۱۸۱۷۸۵ کیلومتر مربع وسعت، پهناورترین استان ایران می‌باشد و بیش از ۱۱ درصد وسعت این کشور را دربرمی‌گیرد.

سیستان و بلوچستان ۱۱۰۰ کیلومتر مرز با کشورهای پاکستان و افغانستان و ۳۰۰ کیلومتر مرز آبی با دریای عمان دارد و به دلیل قرار گرفتن در موقعیت راهبردی و ترانزیتی از اهمیت فراوانی برخوردار است به ویژه بندر چابهار که تنها بندر اقیانوسی ایران و آسانترین و بهترین راه دسترسی کشورهای آسیای میانه به آبهای آزاد است.[۱]

مردم استان سیستان و بلوچستان از قومیتهای بلوچ و فارس‌زبان و پیرو اهل سنت و تشیع می‌باشند. این استان بیشتر آب و هوای گرم و خشک دارد اما در عین حال از تنوع آب و هوایی و اقلیمی ویژه‌ای برخوردار است و مناطق کوهستانی، جنگلی و باتلاقی نیز در این استان پهناور به چشم می‌خورد.[۲]

زاهدان مرکز این استان است که از طریق راه‌آهن با میرجاوه پاکستان ارتباط دارد و از سوی کرمان هم به راه‌آهن سراسری ایران متصل است. به زودی قرار است خط راه‌آهنی از سوی چابهار به مشهد و از آنجا به کشورهای آسیای میانه کشیده شود که این خط آهن نقش مهمی را در توسعهٔ این استان و خاور ایران ایفا خواهد کرد



طبقه بندی: بلوچستان، 

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1389/12/19 توسط انـــــــو ر

 


در جنگ بزرگ كیخسرو سومین پادشاه كیانی با افراسیاب به انگیزه دادخواهی از خون سیاووش, پدرش, سپاه ایران با سپاه تورانیان جنگید. 

در این جنگ كه نتیجه اش شكست افراسیاب و متواری شدن او بود كیخسرو در پی او روان شد. نخست راه چین در پیش گرفت و كسی نزد خاقان چین فرستاد كه وی سر به اطاعت خم كرد. و كسی نیز نزد شاه مكران فرستاد. كه"دل شاه مكران دگرگونه دید" شاه مكران در جواب كیخسرو گفت:

زمانه  همه زیر تخت منست

جهان روشن از فر بخت منست

چو خورشید تابان شود بر سپهر

نخستین بر این بوم تابد به مهر

همم دانش و گنج آباد هست

بزرگی و مردی و نیروی دست

اگر از ما راه بخواهی به تو راه خواهیم داد.

ور ایدونك با لشكر آیی به شهر         برین پادشاهی ترا نیست بهر

كیخسرو پس از این شنیدن این سخنان به سوی ختن رفت و سه ماهی در آنجا ماند و پس از آن به سوی مكران بازگشت. فرستاده ای نزد شاه مكران فرستاد و از او توشه راه سپاه را خواست و تهدید كرد كه اگر اطاعت نكند لشكریانش مكران را ویران خواهند نمود.

همه شهر مكران تو ویران كنی        چو بر كینه آهنگ شیران كنی

و اما از آن طرف شاه مكران

پراكنده لشكر همه گرد كرد             بیاراست بر دشت جای نبرد

فردوسی سپاه مكرانیان را چنین توصیف می كند:

زمین كوه تا كوه لشكر گرفت

همه تیز و مكران سپه بر گرفت

بیاورد پیلان جنگی دویست

تو گفتی كه اندر زمین جای نیست

از آواز اسپان و جوش سپاه

همی ماه بر چرخ گم كرد راه

تو گفتی بر آمد زمین بآسمان

دگر گشت خورشید اندر نهان

سپاه ایران نیز با درفش كاویانی به جنگ رفت. و در همان اوان جنگ شاه مكران كشته شد.

به قلب اندرون شاه مكران بخست   وز آن خستگی جان او هم برست

كسی از سپاه ایران به كیخسرو گفت كه سر شاه مكران را ببریم. اما كیخسرو پاسخ داد :

سر شهریاران نبرد ز تن              مگر نیز از تخمه اهرمن

سپس شاه مكران با احترام به آیین ایرانیان به گور سپرده شد. فردوسی سپس می گوید كه لشكر كیخسرو از غنائم جنگ با مكران توانگر شدند:

بزرگان ایران توانگر شدند             بسی نیز با تخت و افسر شدند

كه خود نشانی است از وجود نعمت فراوان در مكران . چون خشم شاه آرام شد  دستور داد كه سپاه برگردد.

بفرمود تا اشكش تیز هوش         بیارامد از غارت و جنگ و جوش

این ابیات نشان می دهند كه اولا ساكنین مكران قبل از این حمله غیر آریایی بوده اند و ثانیا لشكر پیروز در جنگ لشكر اشكش بوده كه متشكل از اقوام آریایی كوچ و بلوچ بوده است. مكرانیان پس از این واقعه دسته دسته به نزد شاه آمدند :

كه ما بی گناهیم و بی چاره ایم               همیشه به رنج ستمكاره ایم

شاه دستور قطعی داد كه از تاراج مكران دست بر دارند. كیخسرو یكسال در مكران بماند كه با وجود لشكر زیاد او نشانی از آبادانی منطقه است.كیخسرو از آن پس به ایران بازگشت اما اشكش و سپاهیان بلوچش را در مكران باقی گذاشت. این می تواند اولین سكونت قوم بلوچ در این منطقه باشد. در ضمن فردوسی اشاره ای به فرق زبان نمكرانی با زبان پارسی دارد آنجا كه می گوید:

همه شهرها دید بر سان چین             زبانها به كردار مكران زمین

داستان فوق گرچه از شاهنامه فردوسی نقل شده است اما تابلویی زیبا از تاریخ كهن بلوچستان ومكران است. از رونق شهر تیز(طیس) در عهد باستان می گوید.و از آبادانی مكران زمین........

 





طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: تاریخ مكران،  
دنبالک ها: تاریخ،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1389/12/19 توسط انـــــــو ر

برای بررسی این موضوع کتب بسیاری را مطالعه نمودم و در ضمن این مطالعات به این نتیجه رسیدم که ناحیه ای در بلوچستان بنام سرحد به طور کلی در یک برهه 500 ساله از تاریخ بلوچستان محذوف گردیده است. وقایع اندکی که ذهن مردم سرحد آن را به یاد دارد عبارتند ازسفر نادر شاه به منطقه و سپردن حکومت خاش به شخصی بنام بایی خان ( نادر شاه افشار ارادت خاصی به مردم منطقه بلوچستان داشته است این ارادت را می توان در چند جا دید 1- سپردن حکومت سرحد به میر بایی خان 2- سپردن حکومت مکران به پدر زن بلوچش میر مبارک3- انتخاب یک فرد بلوچ به عنوان  فرمانده لشکر ایران و سپس سپردن حکومت افغانستان به این بلوچ (احمد خان درانی ) که موسس دولت افغانستان بوده است.4- انتصاب سردار عبدالله خان براهویی به فرماندهی سپاه ایران در جنگ با هند و سپردن حکومت منطقه کلات به وی. ) آنچه از تاریخ بجای مانده است حکایت سفر نادر شاه و گذر ایشان از منطقه سرحد است. نادر شاه افشار در سفری که به سرحد انجام می دهد در تفتان اطراق می کند . ظاهرا مسئول حکومت این منطقه شخصی است بنام میر بایی خان. که از نزدیکان دربار صفوی و شیعه مذهب می باشد. می گویند میر بایی خان از نوادگان حسین کرد شبستری پهلوان نامی ایران بوده است که در عهد شاه سلطان حسین آخرین شاه رسمی صفویان با حکمی که شاه عباس به پدر بزرگش داده است به دربار صفوی می رود . و آنجا به عنوان فردی که حامی نشر تشیع در بلوچستان و سر حددار منطقه بوده مورد استقبال شاه قرار می گیرد. در نهایت میر بایی خان با یکی از شاهزادگان صفوی ازدواج نموده و با حکمی دیگر به سرحد باز می گردد . حال نادر شاه می خواهد این پیر مرد داعیه دار حکومت سرحد را که سر و سری با دربار صفوی داشته است تنبیه کند. در نیمه های شب سر و صدای بسیار قور باغه ها و آبزیان امان نادر را می برند و خواب را برایش حرام می کنند . نادر فورا دستور می دهد بزرگ منطقه را حاضر نمایند . پس از حضور وی نادر دستور می دهد فورا به قورباغه های منطقه ات دستور بده که خاموش شوند و گرنه فردا تو را دار خواهم زد . مدتی بعد تمامی صداها خاموش می شوند ونادر به خواب می رود . صبح فردا پیر مرد را می آورند و نادر از وی می پرسد که چگونه سر صدای دیشب را خاموش نمودی؟ و ایشان در جواب می گویند که کاری بسیار ساده بود . روده های گوسفندانی را که لشکریان شما آنها را برای شام سر بریده بودند داخل نهرهای آب ریختم و این باعث شد تا آبزیان گمان کنند که مارهایی در آب هستند و از ترس شکار شدن ساکت شدند. نادر از این همه ذکاوت خوشش آمد و دوباره حکم حکومت سرحد را برایش تایید نمود. و در ضمن دستور داد تا سرحد که تا آن زمان منطقه تاخت و تاز یاغیان بود امن شده و در مرکز آن شهر خاش بنا شود. شاید یکی از دلایل گذشت نادر شاه از میر بایی خان کرد بودن هر دو است. حکومت اکراد در منطقه سرحد در دیگر اسناد تاریخی نیز یاد شده است. البته حکایت دیگری نیز از عهد نادر داریم . نادر شاه که برای مقابله با سپاه هند به این منطقه لشکر کشی می کند در نبرد اول خود شکست می خورد. علت اصلی شکست وی ترس اسب های سپاه از فیل های هندی بوده است. سپاهیان هندی توسط فیل های خود موجب رم کردن اسب های سپاه نادر شده و وی به منطقه بلوچستان امروزی عقب می نشیند. در این منطقه یکی از بلوچهای زیرک به وی پیشنهاد خوبی می دهد . وی می گوید این بار سپاه نادر به جای استفاده از اسب از شترهای اقوام بلوچ سود ببرند . در حمله دوم نادر شترها باعث می شوند تا فیلهای هندی رم کنند و شیرازه سپاه هند که در پشت فیلها بوده اند به هم بریزد. با این ترفند هزیمت در سپاه هند می افتد و نادر به پیروزی می رسد. تمامی حکایتهای بجای مانده از عهد نادر شاه تکیه بر زیرکی مردان بلوچ دارند. و استفاده کثیر نادراز بلوچها در سپاه ایران این مطلب را تایید می نماید. نکته ای که توجه به آن خالی از لطف نیست قضیه بلوچ های منطقه سیستان امروزی است . این بلوچها در واقع از زمان صفوی و حتی قبل از آن در عهد صفاریان به این منطقه کوچ کرده اند. ساکنان اولیه سیستان سکاها بودند که مورد غضب شاه عباس قرار گرفته و از ایران اخراج شدند. این کار توسط اکرادی انجام شد که امروزه تمامی مرز ایران و افغانستان را در بر گرفته اند. اینان چون شیعه مذهب بودند و از متحدان کرد طوایف ترک همراه صفویان به حساب می آمدند نیرویی مزاحم برای دربار صفویه بودند که مشغول کردن آنها با سکاها هم آنها را ضعیف می کرد و دور از مرکز می نمود و هم سکاها را از بین می برد. نادر شاه افشار  خود از همین اکراد بوده و از قوچان به پادشاهی رسید. با شکست سکاها و کوچ آنها به مناطق شمالی تر و شرقی بلوچهای منطقه سرحد و کلات سیستان را در اختیار گرفتند. حکومت احمد خان درانی در افغانستان نیز مزید بر علت شد. وی از طایفه بارکزهی بود و از اقوام نادر به حساب می آمد. که پس از مرگ نادر به صورت خودمختار عمل می نمود.

جنگ بلوچها با حکومت قاجاریه:

در زمان قاجاریه حکومت مرکزی تسلط چندانی بر بلوچستان نداشته است. فقط قسمت هایی از مکران کنونی در اختیار دولت قاجار بوده اند. سفر نامه فرمانفرما از شاهزادگان قاجار به این منطقه بیانگر این مطلب است. در این زمان فرمانفرما سرحد را منطقه حکومت سعید خان و مدد خان بلوچ می داند. این ها گویی فرزند و پدر بوده اند. میرزا مهدی خان سرتیپ قاینی در کتابچه سیاحتنامه بلوچستان می گوید که با سعید خان بلوچ ملاقات نموده و وی در آن زمان تازه به حکومت رسیده بود. ایشان می نویسند سعید خان با زندانی کردن مدد خان پدر 90 ساله اش حکومت سرحد را در اختیار گرفته است. تاریخ جنگ بین آقا خان محلاتی حاکم یزد و فرمانفرما حاکم کرمان را به خوبی به یاد دارد. آقا خان که گویی غیر شیعه بوده است در یزد ادعای استقلال می کند و با فرمانفرمای کرمان که شاهزاده ی قاجار است درگیر می شود. این جنگ به نفع فرمانفرما تمام می گردد و آقا خان متواری شده به سرحد پناه می آورد. در این زمان حاکم سرحد سعید خان بلوچ او را پناه داده و یاری می کند تا حکومت از دست رفته اش را بدست آورد. سعیدخان که رابطه نزدیکی با اقوام براهویی حاکم کلات و سنجرانی حاکم سیستان داشته لشکر بزرگی ترتیب می دهد که در آن زمان به توپ مجهز بوده اند . این لشکر به کرمان حمله کرده و کرمان را تصرف می نمایند. با تصرف کرمان آقاخان محلاتی برای مدتی خود را حاکم کرمان می نامد تا اینکه پس از بازگشت لشکریان بلوچ سپاه قاجار که از دیگر نواحی جمع آوری شده اند به کرمان حمله کرده و آن را تسخیر می نمایند. بدین ترتیب تا مدتها بین سپاه قاجار و بلوچها درگیری های سختی روی می دهد. و عملا در تمام این مدت بلوچستان مستقل از دولت قاجار عمل می نماید. در نهایت پس از جنگ های فراوان دولت قاجار به سرداران سرحد پیشنهاد صلح می دهد. برای مصالحه 14 تن از سرداران سرحد به قلعه ایرانشهر فراخوانده می شوند و عهد می گردد که به آنها هیچ  آسیبی نخواهد رسید. عده ای از بلوچهای خائن نیز تضمین می دهند. در نهایت با توطئه قاجار این سرداران در قلعه ایرانشهر به شهادت می رسند و لی باز هم تا عهد رضاخان عملا سرحد منطقه تاخت و تاز طوایف بلوچ بوده و با قوانین آنها اداره می گردیده است.

 





طبقه بندی: بلوچستان، 
برچسب ها: تاریخ،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1389/12/19 توسط انـــــــو ر
(تعداد کل صفحات:5)      1   2   3   4   5  
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک