♥̉̉̉پـــاتـــوق بلـــوچ♥̉̉̉
 
My Name Is Baloch No Terrorist
آپلود سنتر عکس رایگان

روستای كهن بالا را در یابید

روستای كهن بالا در استان سیستان و بلوچستان شهرستان چابهار منطقه دشتیاری بخش پلان دهستان طلانگ قرار دارد.این روستا دارای قناتی وجود دارد كه نام محلی آن كهن می باشدتاریخ این قنات هنوز هم مشخص نیست .

روستای كهن از طرف شرق به روستای شارك و قصرقند و گتیوان و از طرف شمال به روستای كانكرو و از طرف جنوب به روستای كهن پایین همسایه می باشد.دارای جمیعتی بالغ بر 1500 نفر است،كار اكثر مردم روستا كشاورزی می باشد.در این روستای جاهای دیدنی زیادی قرار دارد كه مهمترین آنها باغ (لـــد) و آبشار (گری) میباشد.

امكاناتی مانند:مدرسه پسرانه و دخترانه راهنمایی و ابتدایی مخابرات و خانه بهداشت و د هیاری است.

مشكلات روستا:جاده ای 35 كیلومتری كه چند سال است كه از نعمت آسفالت محروم می باشد یك سال است نقشه جاده ی گرفته اند ولی مردمان این روستا رنج می برند.

یكی دیگر از مشكلات این منطقه آب لوله كشی است كه به بركت سد زیردان آب لوله كشی ندارد اگه روستایی آب لوله كشی دارد شور و تلخ می باشدالبته كه 5 سال است كه لوله كشی شروع شده اما 2 سال فقط لوله ها را زیر زمین قرار داده اند و به سراغشان نیامده اند.

دختران این ناحیه تا سوم راهنمایی فقط درس می خوانندو ادامه تحصیل نمی دهند چون اگر تا مركز بخش بروند حدود 70 یا 80 كیلومتر فاصله دارند

همچنین مردم این ده از آب قنات برا ی خوردن و كشاورزی استفاده می كنند و چندین سال است كه قنات لایه روبی نشده است.

ارسال كامنت توسط:منصور ستوده از كهن بالا





طبقه بندی: دشتیاری، 
برچسب ها: دشتیاری، كهن، كهن بالا، كهن پایین، قصرقند، شارك، چابهار،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 1391/01/9 توسط انـــــــو ر

روستای گیتیگ در دهستان پلان منطقه دشتیاری این روستای بر روی تپه خاکی قرار دارد. لایه‌های سنگ عظیمی بر روی تپه نمایان است که با فرسایش خاک زیر آنها خالی شده‌است. آثاری از فسیل حیوانات و صدفهای دریایی در محل دیده می‌شود که بیانگر این است در سالیان کهن این ناحیه جزئی از دریا بوده‌است. در قسمت بالای کوه پاره‌هایی از ظروف سفالی جلب نظر می‌کند. آثاری از برج و باروها دیده می‌شود که به مرور زمان به کلی تخریب شده‌اند که تنها خرابه‌ای از آن باقی مانده‌است هچنین چاه حاكم یا چاه پرتغالی ها در این روستا قرار دارد. 





طبقه بندی: دشتیاری، 
برچسب ها: دشتیاری، گیتیگ، پلان، چاه حاك، چاه حاكم، چاه پرتغالی ها، مكران، چابهار، سرحد، تفتان،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1390/07/14 توسط انـــــــو ر
نمای از كوهدیم
.Upload center.كوه زیبای كوهدیم ولاتیدان.
نمایی از كوه  گیتیگ
.Upload center.
نمای از طبیعت روستای عیدو بازار
.Upload center.




طبقه بندی: دشتیاری، 
برچسب ها: دشتیاری،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1390/01/8 توسط انـــــــو ر

نوبندیان را بشناسید

نوبندیان(نوگبندی) روستایی است یا بهتر بگویم شهری است کوچک در منطقه چاه بهار(حدود65کیلومترباچاه بهار فاصله دارد) بخش دشتیاری که اکثر مشخصات یک شهر کوچک را دارد البته غیر از شهردار این شهر کوچک البته اگه بشه اسم شهر براش گذاشت چون هم کوچک است وهم بزرگ؛ کوچک از نظر وسعت و بزرگ از نظر فعالیت و پویایی. مرکز اقتصادی اکثر قریب به اتفاق مردم محروم بخش دشتیاری است؛ مردمی که با وجود تمامی محرومیت و نداری ها اکثرشان در فعالیت های سالم اقتصادی مشغولند و نیازهای یکدیگر را برطرف میسازند. آنها در نوبندیان این شهر کوچک؛ اما بزرگ ما مشغولند به انواع مشاغل؛ سبزی فروشی،دکه داری،شیرینیفروشی،ماهی فروشی،خیاطی،رادیوسازی،ماشین سازی، موتورسازی ، لوازم یدکی فروشی،هتل داری وغیره و غیره ؛ فعالیت اقتصادی در این شهر با وجود تمامی مشکلات پویاست و روز به روز گسترش می یابد و مردم اطراف که تعدادشان هم کم نیست 90درصد از درامد شان را از این محل تامین میکنند. البته افرادی دیگر هم هستند که از سایر کشورها از جمله پاکستان و افغانستان در نوبندیان و اطراف آن کار می کنند وبیشتر به آرایشگری،شیرینی پزی و ساختن خانه،کمپان می پردازند. مردم ساکن خود نوبندیان که تعدادشان اندک است در بخش مسکونی آن ساکن اند؛ نوبندیان دارای دو مدرسه راهنمایی دخترانه وپسرانه است وهم چنین دارای دبیرسان دخترانه وپسرانه هم است ودر این زمینه فعال است.


هم یک مدرسه دینی فعال وپویا دارد؛ نوبندیان دارای یک مرکز بهداشتی است که چندان هم فعال و تعریفی نیست و فعالیت چندانی حداقل در مورد بهداشت سطح شهر ندارد واین از وضعیت بهداشتی شهر پیداست.در نوبندیان مراسمهای خاص همیشه انجام میشود مثلا نماز جمعه در هرجمعه و نماز عید هم در هر دو عید فطر وقربان باشکوه برگزار میشود ؛ البته باید عرض کنم که90درصد از فعلیتهای نوبندیانتوسط افرادی که در اطراف آن ساکن اند و در آنجا کار میکنند صورت میگیرد. بیشتر فعالیت این شهر به مرز بستگی دارد واین مرز است که باعث میشود فعالیت های نوبندیان رونق یابد اگر مرز با مشکلی روبرو شود وبه هر دلیلی سعب العبور گرددفعالیت در این شهر با مشکل جدی روبرو شده ومردم منطقه در مضیقه قرار میگیرند وفعالیت شان از رونق می افتد اما در هر صورت و همیشه مردم نوبندیان ومنطقه در مورد مرز با مشکلات وسختی های زیادی روبرو هستند امیدواریم دولت جمهوری اسلامی ایران با توجه به محرومیت های منطقه و مشکلاتی که مردم دارند به خصوص در این نقطه مرزی از کشور در مورد مشکلاتشان چاره جویی کنند و راه کارهایی اتخاذ کنند که از آن جمله میتوان به ایجاد بازارچه های مرزی قانونی توسط دولت اشاره کرد.

 





طبقه بندی: دشتیاری، 
برچسب ها: نوبندیان،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/01/6 توسط انـــــــو ر

پلان نام شهر كوچكی است در منطقه چا بهار این شهر بسیار كوچك كه البته بسیار شبیه یك روستا است تا یك شهر

مركز قسمتی از منطقه بزرگ دشتیاری است .پلان دارای بخشداری پمپ بنزین مركزبهداشت ،پاسگاه

انتظامی،مركز مخابرات، مسجد جامع، بازار كوچك كسب وكارو ...می باشد البته خود پلان بسیار كوچك است ولی

روستاهای بسیار زیادی در اطراف و نزدیكی آن به صورت پراكنده موجود هستند .پلان تقریبا در مركز و قلب

دشتیاری واقع شده است و مركز اداری منطقه دشتیاری همراه با نگور محسوب می شود .می شود گفت كه پلان با

این كه لقب شهر را دارد اما از امكانات شهری كاملا محروم و بی بهره است و هیچگونه امكانات در خور یك شهر را

ندارد .

یك چیز اساسی كه كمبود آن در پلان و دركل منطقه دشتیاری بسیار حس می شود و وجود آن كاملا ضروری و حیاتی

) است نبود بیمارستان در آن است ، با توجه به این كه فاصله دشتیاری تا چاه بهار بسیار زیاد است )حدود 65 تا 70

كیلومتر احداث یك بیمارستان در پلان كه تقریبا در مركز دشتیاری قرار دارد بسیار ضروری به نظر می رسد .

چون جمعیت دشتیاری 160هزارنفر می باشد البته مناطق باهو و راسك سربازهم در سر راه دشتیاری قرار دارند و امتیاز داشتن یك بیمارستان مجهز را داراست .

البته كلنگ احداث این بیمارستان چندین سال قبل زده شده است .و بعد از زدن كلنگ آن و روی هم چیدن تعدادی

آجر كار رها شده و تاكنون فكر اساسی و جدی ای راجع به آن نشده است و همین طور چندین سال سپری شده و

هنوز خبری نیست .

به هر حال شایسته نیست كه مردم این منطقه از وجود بیمارستان بی بهره باشند .پلان جدیدا و از چند سال پیش دارای بخش داری شده است و قسمتی از منطقه بزرگ دشتیاری با عنوان بخش پلان

به محوریت و مركزیت پلان در آمده است.





طبقه بندی: دشتیاری، 
برچسب ها: دشتیاری، گزانی، پلان، بخش پلان،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ شنبه 1390/01/6 توسط انـــــــو ر

قوم جدگال قومی بسیار جسور وجنگجو بوده اند و از زمانهای بسیار قدیم از شام به کشور پاکستان آمده و درمحلی به نام کوتری اقامت می گزینند . پس از چندین سال زندگی در آنجا سرانجام بین این قوم و قومی دیگر به نام حوت یا کلمت اختلاف می افتد و جنگی خونین درمیگیرد که در نتیجه آن قوم کلمت شکست سختی می خورد. ولی جنگ بین این دو قوم به همین جا تمام نمی شود و قوم شکست خورده دست به تجهیز نیرو و گردآوری سپاه و سلاح می زند و پس از چند سال دوباره جنگ دیگری را با قوم جدگال آغاز می کند . در این جنگ سهمگین سردسته قوم جدگال که عباس نام داشته به دست قوم کلمت کشته میشود.

زن عباس که حامله نیز بوده رهبری سپاه جدگال را به عهده میگیرد ولی او نیز نمی تواند در سرنوشت نبرد تغییری بوجود آورد وشکمش به ضرب شمشیر دریده میشود ومیمیرد. از شکم پاره شده اش فرزندی خارج می شود که پیرزنهای قوم جدگال اورا نگهداری کرده ، زنهای جوان به او شیر میدهند وبر او نام سریا می گذارند.

پس از این شکست جدگالها تماما به ایران کوچ می نمایند و در منطقه ای که امروز دشتیاری خوانده می شود اقامت می گزینند. ریش سفیدان و کهنسالان این قوم حکایت میکنند که دشتیاری امروزی در آن زمان پوشیده از درخت بوده و منطقه ای ناهموار و کاملا مشجر و جنگلی به حساب می آمده است.

ساکنین اصلی دشتیاری قومی به نام کیجیکیها بوده اند که به کار گله داری و پرورش احشام می پرداخته اند ورئیس آنها مردی بوده به نام یوسف خان . پس از ورود قوم جدگال به این ناحیه ریش سفیدان قوم مهاجر نزد یوسف خان رفته از او اجازه اقامت می خواهند. ولی یوسف خان به آنان می گوید که هرساله قومی به نام افغان به این منطقه یورش آورده همه چیز را اززن و بچه گرفته تا چهارپایان به غارت می برند و بر این اساس این منطقه جای امنی نیست تا شما بتوانید در آن آسوده زندگی نمایید. درثانی این منطقه تماما جنگلی و اطراف آن چراگاه احشام است و شما که گله ای ندارید نخواهید توانست در این منطقه نامساعد به کار کشت بپردازید. ریش سفیدان قوم جدگال به یوسف خان پاسخ میدهند که ما مردمی زحمت کش و فعالیم و اگر به ما اجازه اقامت داده شود تمام موانع را بر طرف خواهیم کرد.پس یوسف خان دست از لجاجت می کشد و قوم جدگال با سخت کوشی وپشتکار جنگلها راآباد کرده و مزارع وسیعی به وجود می آورند و به کشاورزی و دامداری میپردازند. پس از چندی ناگهان قوم افغان به این منطقه هجوم می برند.

جدگالهای بلوچستان بیشتردردشتیاری(118000)چابهار(22000)كنارك(نامشخص)باهو(نامشخص)زندگی میكنندزبان جدگالی بیشتر شبیه زبان سِندی است.

سریا پسر عباس با آن که دوران نوجوانی را طی میکرد بزرگان قوم را گرد هم آورده از آنها می خواهد تا تدبیری بیندیشند. پس از مشورت و نظرخواهی همگانی سرانجام تصمیم گرفته می شود که با افغانها به جنگ بپردازند. جدگالها از زن و بچه وجوان همگی سلاح به کف گرفته نبردی خونین را با افغانها آغاز می کنند ودر محلی به نام کدکان در مجاورت قریه دج از قراء دشتیاری بین دو سپاه برخوردی سخت روی می دهد که چند روز به طول می انجامد و افغانها پی در پی شکست های سختی را متحمل می شوند تا سرانجام به شکستی فاحش تن داده عقب نشینی می کنند. قوم جدگال پس از این پیروزی با دلگرمی بیشتری به کار پرداخته و قنوات ونهرهای زیادی از کوهستانهای اطراف جهت آوردن آب باران برای کشاورزی حفر می نمایند وکار زراعت را رونق می بخشند. قوم افغان پس از این شکست سخت هیچگاه به آن منطقه روی نیاوردند. قوم جدگال و کیجیکیها هر قدر انتظار می کشند از هجوم افغانها خبری نمی شود.

از طرفی یوسف خان که کار کشت و زراعت جدگالها را شکوفا ودست افغانها را از تطاول وغارت کوتاه می بیند چشم طمع به مزارع آنها دوخته به سریا پیغام میدهد که ملک ومنطقه اورا ترک نمایند و از دشتیاری به جای دیگری کوچ نمایند . در غیر اینصورت باید هرساله مالیاتی به او بپردازند. پس از این خبر سریا بزرگان قوم را گرد هم آورده با آنان به شور می پردازند. سرانجام چند نفر را نزد یوسف خان می فرستند . فرستادگان چگونگی کار و کوشش قوم جدگال را در آباد کردن زمینها و جنگیدن با افغانها و تمام مشقاتی که در به وجود آوردن این مزارع متحمل شده اند به یوسف خان بازگو می نمایند واستدعا می کنند که به آنها اجازه دهد به کار خود بپردازند ولی هرچه بیشتر می گویند یوسف خان کمتر می شنود و دست از لجاجت نمی کشد . چون فرستادگان باز می گردند جلسه ای تشکیل می شود و تصمیم می گیرند که خود را آماده مبارزه با یوسف نمایند. یوسف خان برای بار دوم به سریا پیغام می فرستد تا از این منطقه کوچ نماید ولی سریا به خواست او پاسخ منفی داده اظهار می دارد:

ما این سرزمین را خون وعرق جبین آباد کرده ایم ودست افغانها را از چپاول آن کوتاه نموده ایم وحال نیز آماده ایم تا از آن نگهبانی وپاسداری نماییم . پس از این پاسخ سریا‍، یوسف خان سخت برآشفته با نیروئی عظیم به جدگالها حمله می کند ودست به قتل عام این قوم میزند. سریا که رهبری قوم جدگال را داشت دلاورانه به جنگ میپردازند و با دو شمشیر در دو دست نبردی خونین را شعله ور می سازد . قوم جدگال در سایه همبستگی و جسارت و بی باکی در این نبرد نابرابر پیروز می شوند. پس از این شکست دیگر هرگز یوسف خان هوس لشکرکشی بر سر این قوم را نمی نماید و قوم جدگال در بلوچستان ریشه می گیرد و در منطقه دشتیاری سکونت می یابد و به زندگی پرکوشش وتلاش و کم معاش خویش می پردازد.در طول سالیان دراز، این قوم با قوم کیجیکیها پیوند های نزدیکی یرقرار می نماید و در حال حاضر این دو قوم در هم آمیخته اند و مشترکا نبردی طولانی را با نیروهای قاهر طبیعت دنبال می کنند وبه زندگی خویش ادامه می دهند.

جدگالها دارای زبان بسیار مشکلی می باشند که حتی کیجیکیها وبلوچها ودیگر اقوام ایرانی که نسلها با آنها زیسته اند اکثرا این زبان را نمی دانند و حال آنکه جدگالها بی استثناء بلوچی می دانند و می توانند به سهولت به زبان بلوچی تکلم نمایند. در پایان باید متذکر شد که جدگالها از دو تیره عمده تشکیل یافته اند که عبارتند از تیره سی ساد وتیره گُنده .





طبقه بندی: دشتیاری، 
برچسب ها: تارخ دشتیاری،  

این مطلب را به اشتراک بگذارید :

اشتراک گذاری در بالاترین اشتراک گذاری در دنباله اشتراک گذاری در وی ویو اشتراک گذاری در کلوب اشتراک گذاری در مهندس اشتراک گذاری در خوشمزه اشتراک گذاری در فیس بوک اشتراک گذاری در فرندفید اشتراک گذاری در توییتر ایمیل کردن این مطلب .::. خانگی سازی تماس با من اضافه کردن اینجا به علاقه مندیها صفحه RSS را اینجا ببینید

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 1389/11/7 توسط انـــــــو ر
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک