♥̉̉̉سفر چابهار♥̉̉̉ سمن گردشگری آدینه جنوب
My Name Is Baloch No Terrorist
درباره وبلاگ


من عاشقم عاشق دیاری كه ندارم من باشم تو نیستی همه دنیا می داند ساده زیست باید میدانست عاشق بود عاشقی دانست.ما نه طرفدار گروهی نه حزبی هستیم فقط تلاش می كنیم به وطن وبلوچستان خدمت واطلاع رسانی كنیم.
بلوچ ایرانی بودن برام یک افتخار بزرگ هست و خدمت کردن در این راه بزرگتر.
كاراین وب منطبق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

استفاده از مطالب این وب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
کانال تلگرامی ما
http://t.me/yasariray

شماره واتس آپ:
شماره شبکه های اجتماعی وتماس:00989159455054
Instagram:@chabahar_traveving_ngo
Telegram:@bachek
facebook:anvar mihandost

مدیر وبلاگ : انـــــــو ر میهن دوست
نظرسنجی
بنظر شما آیا این وبلاگ به كار خود ادامه دهد؟




گلیم بافی

از دیگر رشته های مهم صنایع دستی که  در بلوچستان رایج است، گلیم بافی است. گلیم بیشتر توسط زنان چادرنشین که دامدارند، بافته می شود که از پشم دامهای خود برای مواد اولیه گلیم بهره می برند.

نقشهای گلیم اکثراً سنتی و بدون طرح و الگو است و بیشتر از نقش های سوزندوزی بلوچ استفاده می شود، رنگهای مورد مصرف در مایه تیره است و رنگهای مشکی، زرشکی و قرمز و اندکی رنگ سفید یا زرد به کار می رود.

سوزندوزی

بدون تردید سوزندوزی بلوچ را باید در زمره یکی از اصیل ترین و جالب ترین رشته های صنایع دستی کشور به حساب آورد که آوازه شهرتش به فرسنگها دورتر از این خاک نیز رسیده و مردم بسیاری از نقاط مختلف جهان، بلوچستان را به پشتوانه آن می شناسند. هنر ظریف و پر سابقه ای که هیچکس به درستی نمی داند از چه زمانی در ایران شروع شده است. آنچه مسلم است تقریباً تمامی زنان و دختران بلوچ که در فاصله سنی چهار تا چهل سالگی (و حتی گاه تا شصت سالگی)، دست اندر کار آن به حساب می آیند.

در زندگی ساده و به دور از تجمل زنان بلوچ، شاید مهمترین وسیله تزئین لباس همین سوزندوزی است. اگر از آنان بپرسید از چه زمانی پیراهن خود را سوزن دوزی می کنند، آن را وصیت پدران خود می دانند و مانند هر هنر قومی نمی توانند منشأ آنرا تعیین کنند.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فرهنگ بلوچستان، 
برچسب ها : صنایع دستی بلوچ، زنان بلوچ، هنر سوزندوزی، فرهنگ بلوچستان، هنردستی زنان بلوچ، سوزندوزی در بلوچستان،
لینک های مرتبط :

شاه كارگ صدایی است كه مردان بلوچ در می آورند شاه كارگ كسانی می كنند كه ادعایی بزرگی قدرت  كنند اگرمردان عادی و بچه ها ی كوچك شاه كارگ كنند مردمان بلوچستان تعجب می كنند اما در حال حاضر قدرت شاه كارگ دارد  كم می شودشاه كارگ در اصل به معنی پادشاهی كردن است اكثرا مردانی این حركت را انجام می دهندكه نوه و نتیجه داشته  باشند و ادعا می كنند پختگی دارنددر مكران ارزش و اهمیت بیشتری نسبت به دیگر مناطق بلوچ نشین دارد،اما اگر غیربومی ها این حركت را ببینند تعجب خواهند كردوفكر می كنند كه كار زشتی می باشد اما از نظر بلوچها خیلی ارزشمند می باشد بعضی مواقع كودكان و نوجوانان این ادعا را می كنند كه مردم تعجب و مادر قربان صدقه بچه اش می رود تاریخ نشان می دهد كه شاه كارگ قبل از اسلام هم در میان این مردمان رواج داشته و هركسی كه قدرت نداشته نمی توانسته حركت شاه كارگ را در آورد .

در اصطلاح شاه یعنی پادشاه،كارگ یعنی در آوردن و در جمع یعنی حركت پادشاه را در آوردن و ادعایی پادشایی كردن،اما هنوز در بعضی مناطق شاه كارگ هنوز ارزش خود را حفظ كرده است.شاهكارگ در بعضی مناطق خبر دادن و وارد خانه دیگران شدن كه صاحب خانه مطمئن شود كه كسی وارد محوطه خانه می شود. 





نوع مطلب : فرهنگ بلوچستان، 
برچسب ها : شاه كارگ، فرهنگ بلوچستان، تاریخ بلوچستان، مردان بلوچ،
لینک های مرتبط :

ناکو، ترو: پیر ، کهنه و عقب مانده


دائی، عمو و خاله: مدرن و پیشرفته!؟


آخ که دلم ریخت چون برادرزاده ام مرا "ناکو" صدا کرد! نمیدانم مگر پیر شده ام که بالاچ جان مرا ناکوخطاب کرد؟ . مثل اینکه واقعا پیر شده ام. نه اینجوری نیست! این بچه ها هنوز متوجه نیستند که من پیر نیستم. آخه قربونتون برم بالاچ جان عزیز دلم، مرا "ناکو" نگو- به من "عمو" بگو. مثل اینکه دیگر دارد بدتر میشود چون خواهرزاده کوچکم مرا "کاکا"صدا میزند هانی جان من دائی ات هستم. نمیخواهم ار این به بعد به من ناکو بگوئی ها... من البته تنها نیستم شنیدم که طفلکی خواهر کوچکم را هم "ترو" صدا کردند. آخه فدای اون چشاتون برم مگه عمه ناز نازی شما و خاله مهربونتون پیر شده که او را "ترو" صدا می زنید. طفلکی فکرمیکنه که پیرزن شده و ناراحت میشه. به من قول بدهید که از این به بعد مثل بچه های خوب کلمات خوبی چون عمو و خاله و دائی و داداش و آبجی به کار ببرید. آفرین به شما...

خوانندگان عزیز بلوچی نام و نشان- حتما شما هم موضوعاتی نظیر این را شنیده اید. البته در این میان من نوعی مقصر نیستم. فقط می خواهم به این امر بیندیشید که چرا اینگونه است. مگر نه این است که ناکو همان عمو و دائی است و ترو همان خاله و عمه. چه اشکالی دارد که کما فی السابق مثل بزرگترهایمان کلمات و عبارات زبان شیرین بلوچی را به کار ببریم؟ آیا حیف نیست که عبارات پارسی و اردو عربی و انگلیسی را جایگزین عبارات، نامها و اصطلاحات زبان مادری مان کنیم؟

دوستان و برادران و خواهران عزیزم- من نمیگویم که بلوچی از دیگر زبانها بهتر و بالاتر است، اما بایستی این اعتماد به نفس را داشته باشیم که خودمان را از مردم و زبانهای دیگر کمتر ندانیم. در عین حال، نبایستی نسبت به فراگیری زبانهای دیگر همچون فارسی و اردو و عربی و انگلیسی و دیگر زبانها تعصب داشته باشیم. البته لازم است که آن زبانها را یاد بگیریم. اگر کلمات تکنیکی خاصی در بلوچی نداشته باشیم حتما و بدون تعصب از آن زبانها عاریه بگیریم. اما از زمانیکه بلوچ و بلوچی بوده است ما همیشه "ناکو" و "ترو" و "برات/ براس" داشته ایم و وظیفه ماست که بدون تعصب از این کلمات و نسبتها استفاده کنیم و به فرزندانمان خاطرنشان سازیم که این نسبتها و عبارات نغز و شیرین بلوچی را به کار گیرند. چه بخواهیم وچه نخواهیم ما "بلوچ" هستیم و نباید خجالت بکشیم. بر عکس، بر آن باشیم که نه تنها دیگر زبانها را بخوانیم و یاد بگیریم، بلکه در یادگیری و غنا وشکو فائی فرهنگ و زبان بلوچی تا حد توانمان عمل کنیم. از مسئولین امر هم بخواهیم که این امرمهم را جدی بگیرند، چون نابودی یک زبان در واقع مرگ یک ملت است. کاربرد و رشد زبان بلوچی نه تنها واپسگرائی نیست، بلکه عین شکوفائی و پیشرفت است.


بلوچی مئی وتی شهدئین زبان انت!


 





نوع مطلب : فرهنگ بلوچستان، 
برچسب ها : فرهنگ بلوچستان، فرهنگ بلوچی، بلوچی، زبان بلوچی،
لینک های مرتبط :

انبه درختی است كه بلندی ان حدود 4الی 5 متر می رسد،این نوع درخت پهن است و به صورت شاخ دار می روید،انبه در مناطق گرمسیر و دور از رطوبت و شرجی رشد می كند و كشت آن در سرباز و پیشین رواج داردبرگهای این درخت بزرگ و زیبا درخشنده و صاف هستند.گلهای درخت انبه كوچك و ریز و رنگ مایل به زرد و میوه آن بزرگ و به رنگها سبز و زرد . به شكل تخم شتر مرغ و دارای پوشش هسته ای و میوه است،طعم آن ترش و شیرین می باشد.تركیباتی چون آهن،فسفر،كلسیم،پروتئین،موادقندی،ویتامین و املاح دیگر دارد. عصاره آن برای دردهای قلب و شكم مناسب است.از نظر طبی انبه معتدل و گرم است و افراط در خوردن آن باعث كدورت ذهن و شكم دردمزمن می شود و خوردن آن برای جوانان باعث ایجاد اخنه و جوش صورت می شود.همچنین میوه انبه را برای انواع ترشیجات استفاده می كنند.





نوع مطلب : درختان بلوجستان، 
برچسب ها : انبه، درختان بلوچستان، چش، دیوی، رگت، گاندو، تمساح، كهور، كلیر، گزانی، دشتیاری، چابهار، زاهدان، نیكشه، مكران، فرهنگ بلوچستان، طبیعت بلوچستان، سرحد، دریای مكران، كنارك، زرآباد،
لینک های مرتبط :

آلووا (فقیرا) از درختان درمانی و خاردار منطقه ی جنوب شرق آسیا است و در زبان بین المللی به آن آلووا می گویند و این  درخت دو نوع می باشد1-پهن برگ2-نوك تیز

پهن برگ به صورت خانگی و گل خانگی نیز مورد استفاده قرار می گیردو یك برگ آنرا از درخت جدا و می كارند این درخت دارای عمر طولانی است و برگهای آت خار دارند.و درخت نوك تیز با برگهایی باریك و نازك است و بیشتر در منطقه دشتیاری رشد می كند و از آن در صابون سازی و برای درمان جوش صورت نیز استفاده می كنند و از آلووا برای كشیدن خار و ترمیم زخمها نیز مورد استفاده قرار می گیرد و آلووا از مهمترین درختان مكّران است كه خاصیت درمانی و دارای طبیعتی سرد و گرم است.


بعضی خواص درمانی فقیرا:1-نرم كننده پوست است2-آب آن جوش صورت را از بین می برد3-برای حمله كردن به میكروب ها و كمك به سلول هامناسب است4-بوی آن اعصاب را راحت می كند5-زخمها را التیام می بخشد.





نوع مطلب : درختان بلوجستان، 
برچسب ها : الوورا، فقیرا، درختان بلوچستان، چش، چابهار، بلوچستان، دشتیاری، گزانی، فرهنگ بلوچستان، طبیعت بلوچستان،
لینک های مرتبط :

عتیقه‌فروشی، در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد.

دید كاسه‌ای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشه‌ای افتاده و گربه در آن آب می‌خورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب می‌شود و قیمت گرانی بر آن می‌نهد.

لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری! آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند می‌خری؟ گفت: یك درهم.

رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقه‌فروش داد و گفت: خیرش را ببینی. عتیقه‌فروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنه‌اش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی.

رعیت گفت: امكان ندارد! من با این كاسه تا به حال پنج گربه فروخته‌ام. كاسه ام فروشی نیست





نوع مطلب : اجتماعی، 
برچسب ها : داستان، چابهار، دشتیاری، گزانی، گارگندی، عوركی، بلوچستان، درختان بلوچستان، فرهنگ بلوچستان، اخبار بلوچستان،
لینک های مرتبط :
[]

شناخت قبایل مکران

 بلوچستان به سبب موقعیت  خاص جغرافیایی و وجود موانع طبیعی که بین بلوچستان و نواحی  اطراف  ان  وجود دارد  ازقبیل  کویر ها  و بیابان لوت در غرب و شمال غرب بلوچستان   و وجود مناطق صحرایی جنوب قندهار  و در پس این صحراها  خشک وبی آب وعلف  سلسله کوههای  مرتفع و خشک  همواره چون سد هایی مستحکم  بوده اند  که قوای هر  نیروی مهاجمی را به تحلیل می برد  و در تنگه ها و گذرگاههای  کوهستانی  داخل بلوچستان  فرصت  قلع و قمع  هر لشکری را به  مدافعان میداد .

این شرایط خاص سبب شده بود  تا این منطقه همواره بعنوان پناهگاهی  امن برای آوارگان  و فراریان از دست حکام  درآید  . وجود گروههای خوارج در سده های اولیه هجری و قلاع اسماعیلیه  در سده های میانه ، هجوم آوارگان  ترک و غز در بحبوحه  ایلغار مغول و کوچ شورشیان نکودری در زمان تسلط مغولان بر ایران همواره این منطقه را به عنوان  بهشت فراریان   معرفی می نمود .

 

 در پس این مهاجرتها وجود تنوع قومی و نژادی  را برای مکران به ارمغان  آورده  است . در این میان و از بیناین مجموعه قبایل گروهها و قبایل  عربی النسل  توانسته بودند  برای خود وجه تمایزی  خاص قایل شوند  . این مقاله در پی معرفی  قبایل عربی  مکران است .

 

 تاریخ بلوچستان  همانند گذشته بسیاری از اقوام با روایت های و یا اشعار  امیخته شده است   از اشعار  حماسی معروف بلوچی  شعربلوچی  حسب و نسب  سروده  میر جلال خان  است  که راوی  تاریخ و گذشته قوم بلوچ  را روایت  میکند  این شعر در مجموعه  ای  که توسط روزرنامه  نگار  انگلیسی لانگ. ایم . دیمزنی  در قرن نوزدهم تحت عنوان  « بلوچ قدیم شاعری»  در لندن به چاپ رسیده  و توسط   میر خدابخش مری بجارانی  در دهه 60 قرن بیستم میلادی به  اردو ترجمه شده است .

شعر مزبور  که توسط دیمزنی  متعلق به سالهای 1300  میلادی  تشخیص داده شده است . شاعر  خود را از  اولاد امیر حمزه معرفی می کند  .اما مشخص نمیکند منظور وی از امیر حمزه  کدام امیر حمزه است  . این شعر که ترجمه ان به فارسی چنین است :

« از سرزمین حلب  برخاسته ایم و در پی واقعه کربلا  بسوی ( مکرانبمپور  مهاجرت نموده ایم . پس از  ان در سیستان  اقامت کردیم .در  ان زمان  پادشاه سیستان شمس الدین بود  که رفتاری  دوستانه  با بلوچها داشت . تا اینکه   بدرالدین  حاکم شد   واو با  بلوچها سر ناسازگاری داشت  . سردار تمام بلوچها جلال خان همراه با 44 قبیله  از سیستان بسوی  سواحل گرم کیچ رهسپار شدند

در این روایت  که داستان  مهاجرت قومی بلوچها به رهبری قبیله رند و لاشار  است  اشاره ای به هویت عربی  طوایف رند و لاشار  دارد که خواستگاه انانرا حلب درشامات ( سوریه فعلی)میداند  که در پی مهاجرتی طولانی سرانجام به مکران  و کیچ رسیده اند . شاعر در پی این روایت 44 قبیله  را همراه  با قلمرو  و پراکندگی  انها  در مکران مشخص می کند .

Upload center" alt="" />

 

 

پزوهشگر انگلیسی  دیگر  جی . پی. تیت  در کتاب خود  « قدیم بلوچستان» که توسط  پرفسور انور رومان  به اردو ترجمه شده  ذکر میکند:  بسیاری از قبایل  بلوچ  علی رغم اطلاق بلوچ بودن  خود را عربی النسل  می دانند . تیت علاوه بر اذهان بر این مطلب  در طبقه بندی  ساختار اجتماعی مکران  و دسته بندی، قبایل  را به  4 طبقه یا ذات  تقسیم  می کند  و در بین  ذات یا طبقه اول  دو طایفه گچکی  و بلیده ای را ذکر میکند  . وی گچکی ها را دارای ریشه هندی  میداند  . اما برای  قبیله بلیده ای  که قبل از  ظهور  گچکی ها  انها را  حاکم کل مکران می داند هویت عربی قایل است  . تیت در صفحه  234 کتاب  در باب  تاریخ مکران   ذکر میکند «  تا اوایل  قرن 16 تاریخ مکران پس از  حمله غزنویان  در پرده ابهام  فرو رفته است  و تا زمان موخر الذکر  که ملوک الطوایف  بر مکران  حاکم  بودند  و لغت ملک   از  کلمه عربی به معنای  حاکم  گرفته شده است  . در این دوره قبیله  بلیده ای نمایان ترین قبیله بود  . قبیله بلیده ای توانستند  ملوک الطوایف را شکست داده  و کل بلوچستان  را متحد نمایند  و تحت سیطره خود قرار دهند.  .» تیت  به نقل از راس  روایت میکند«  براساس تحقیقات راس خاطره بعضی از سرداران  این قبیله تا اینک  نیز در خاطر ه مردم کیچ موجود است  و پیر مردان  مکران  دوره حکمرانی  شاه بلار(بلال)  بلیده ای  را به یاد  می آورند  که بر یک  قلمرو وسیع شامل کل ( از بیله و جهلاوان   در شرق تا فنوج وگه  در غرب )مکران حکومت می کرد . راس این موضوع را در سال 1868 میلادی ذکر میکند  و این   مسجل است  که شاه بلار(بلال) در حدود  سال 1729 بر سر اقتدار بود . این دوره همزمان است باسلسله جنگهای ایران و افغان  اما ده سال بعد  اقتدار بلیده ای  ها توسط گچکی ها خاتمه داده می شود

 اما در مكران طایفه جدگال از همه سردارتر می باشد

 

 تیت با قراردادان  بلیده ای ها  جزء ذات اول و برتر مکران قبیله بلیده ای را  دارای هویت عربی  و عرب النسل ذکر میکند 

 

تیت با لیست کردن قبایل  و طوایف مکران  به ذاتهای  مختلف  از بین ذات و طبقه دوم  قبیله رند رانیز  جزء قبایل عرب ذکر میکند  و یاد اور میشود  انان یک شاخه  از قبیله رند  ساکن  کچی هستند .وانان خود را عرب النسل  می دانند  و در مکران غربی  درناحیه مند( نزدیک مرز ایران و پاکستان)  سکنی دارند  و از مالیات   عوارض حکومتیمعاف هستند  و به تمرد  از قانون معروف  و موجب ترس و وحشت  قبایل قانونمند  همسایه را فراهم نموده اند  تیت علاوه بر رندها  قبیله نوشیروانی ، هوت  ومیر واری را  نیز در طبقه  (ذات)  دوم قرار می دهد .

 

تیت علاو بر این دو  قبیله فقط یک قبیله  را از قبایل مکران  دارای ریشه عربی می داند  و ان قبیله شه زاده یا شیخ زاده  است  تیت این قبیله را در طبقه (ذات) سوم  قرار میدهد. تیت یاداور می شود « شه زاده  از قبایل خوش کردار  و با سلیقه  هستند  نسلا" عرب بوده و و اول در سند ساکن بوده اند  و سپس به مکران مهاجرت کرده  و در جیونی  و دشت  مقیم شده اند . در بلوچستان ایران  در باهو سکونت اختیار کرده اند  

 

 

 تحقیق ترجمه و تالیف : یوسف محتشمی










نوع مطلب : فرهنگ بلوچستان، 
برچسب ها : فرهنگ بلوچستان،
لینک های مرتبط :





پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
بالای صفحه